close
تبلیغات در اینترنت
پرسمان

آخرین ارسالهای تالار گفتمان

پرسمان

با توجه به اين كه اسلام به صله رحم، اهميت فراوانى داده است، حكم نماز و روزه خويشانى كه چندين سال هم ديگر را در اثر اختلافات خانوادگى نمى بينند چگونه است؟

در قرآن و روايات، قطع رحم ـ كه ممكن است در اثر قهر كردن باشد ـ بسيار مذمت شده و اين افراد مورد لعنت خدا قرار مى گيرند: (فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُواْ فِى الاَْرْضِ وَتُقَطِّعُواْ أَرْحَامَكُمْ * أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ...)[1]; اگر ]از اين دستورها[ روى گردان شويد، جز اين انتظار مى رود كه در زمين فساد و قطع پيوند خويشاوندى كنيد، آنان كسانى هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته، گوش هايشان را كر و چشم هايشان را كور كرده است.
    نماز و روزه افرادى كه قطع صله رحم مى كنند باطل نيست و لازم نيست قضا كنند، ولى از آنان پذيرفته نمى شود و يا اين كه از ثواب آن كاسته مى شود; هم چنان كه اگر كسى نماز را بدون توجه بخواند، نمازش باطل نيست و لازم نيست قضا كند، لكن آن نماز مورد پذيرش خداوند نيست.
    حضرت صادق(عليه السلام) درباره آثار صله رحم مى فرمايند: صله رحم، موجب زياد شدن ثواب اعمال، بركت در مال، رفع گرفتارى ها، آسان كننده حساب قيامت و تأخير در اجل است.[2]
[1]. محمّد، آيه22ـ23.
[2]. كلينى، اصول كافى، ج2، ص158.


در چه مواقعى مى توان نماز را به جاى نياورد؟

خداوند متعال درباره وجوب نماز مى فرمايد: (...إِنَّ الصَّلَوةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَـبًا مَّوْقُوتًا)[1]; همانا نماز در اوقات معين بر مؤمنان مقرر شده است. بنابراين نماز هيچ گاه نبايد ترك شود. حتى اگر كسى نمى تواند به شكل عادى انجام دهد، باز هم نماز را بايد بخواند; مثلاً اگر كسى ايستاده نمى تواند نماز بخواند بايد نشسته آن را به جا آورد و اگر نشستن هم برايش ممكن نيست بايد خوابيده نماز بخواند ... و تنها در يك مورد نبايد نماز بخواند و آن هنگام عادت ماهيانه زنان است.
[1]. نساء، آيه103.


در كدام آيه آمده كه نماز در زمان جنگ تعطيل نمى شود، نام آن سوره چيست؟

نماز در زمان جنگ به صورت مخصوصى خوانده مى شود كه «نماز خوف» نام دارد و خداوند در آيات زير به آن اشاره مى فرمايد:
    1. (فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَآ أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ )[553]; و اگر ]به خاطر جنگ، يا خطر ديگرى [بترسيد، ]نماز را[ در حال پياده يا سواره انجام دهيد، امّا زمانى كه امنيت خود را باز يافتيد، خدا را ياد كنيد ]=نماز را به صورت معمولى بخوانيد![; همان گونه كه خداوند، چيزهايى را كه نمى دانستيد، به شما تعليم داد.
    2. (وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَوةَ فَلْتَقُمْ طَـآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا...)[1]; و هنگامى كه در ميان آنها باشى و ]در ميدان جنگ براى آنها نماز برپا كنى[ بايد دسته اى از آنها با تو ]به نماز [برخيزند و بايد سلاح هاى خود را با خود برگيرند و هنگامى كه سجده كردند ]و نماز را به پايان رسانيدند[... .
[1]. بقره، آيه239.
[2]. نساء، آيه102.


بر پايه آيات 101 تا 104 نساء خداوند در هنگام خطر و بيم از دشمن، شكسته خواندن نماز را سفارش فرموده، چرا ما براى مسافرت هايى كه هيچ گونه خوف و خطرى ندارد و مسافت آن بسيار كم است (4 فرسخ) نماز را كوتاه مى خوانيم در صورتى كه وقت كامل خواندن هم داريم؟

از مجموع آيات ياد شده استفاده مى شود كه شكسته خواندن نماز در سفر مبتنى و معلق بر خوف از دشمن نيست، زيرا اولاً: ابتداى آيه دارد كه: (وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِى الاَْرْضِ...). اين قسمت آيه صورت مسافرت هاى عادى و معمولى را در نظر دارد نه فقط صورت خوف را. بعلاوه نماز خوف در دو آيه بعد به طور جداگانه و با احكام خاص خودش بيان شده است. نماز خوف با نماز قصر در سفر متفاوت است. روايات متعددى كه اهل سنّت و شيعه در نماز قصر نقل كرده اند نيز اين عموميّت را تأييد مى كند و ممكن است مقيد ساختن حكم قصر به مسئله خوف از اين جهت باشد كه اين قيد ناظر به وضع مسلمانان در آغاز اسلام است و به اصطلاح اين قيد غالبى است و در جاى خودش (علم اصول) اين مطلب اثبات شده كه چنين قيودى مفهوم ]موافق يا مخالف [ندارد و اين گونه نيست كه اگر اين قيد نباشد حكم هم نباشد و يا از اين جهت باشد كه بعضى از مفسران معتقدند كه مسئله نماز قصر نخست به هنگام خوف تشريع شده، سپس اين حكم توسعه پيدا كرده و يا اين تعلق حكم قصر به خوف به سبب تأكيد باشد، يعنى نماز قصر براى مسافر همه جا لازم است، ولى به هنگام خوف تأكيد بيشترى دارد.
    در هر حال شكى نيست كه با توجه به تفسير آيه در روايات فراوانى آمده كه نماز مسافر اختصاص به صورت خوف ندارد; از آن جمله: 1. در تهذيب باسناد خود از زراره روايت مى كند كه گفت: از حضرت باقر(عليه السلام)سؤال كردم درباره نماز خوف و نماز مسافر كه هر دو شكسته هستند؟ فرمود: آرى نماز خوف براى قصر سزاوارتراست از نماز مسافر كه بدون خوف است. 2. در تفسير الدّر المنثور است كه ابن شيبه، عبد بن حميد، احمد، مسلم، ابوداود، ترمذى، نسائى، ابن ماجه و... در ناسخ و ابن جبان از يعلى بن اميه روايت كرده اند كه گفت از عمر بن الخطاب سؤال كردم خدا مى فرمايد: ليس عليكم ... ان خفتم ... يعنى اگر از فتنه انگيزى كافران مى ترسيد عيبى ندارد كه قصر بخوانيد، در حالى كه مردم در امن به سر مى برند (باز هم قصر بخوانند) عمر به من گفت: من از همين مطلبى كه تو تعجب كرده اى تعجب كردم و از رسول الله(صلى الله عليه وآله)سؤال كردم حضرت فرمود: صدقه اى است كه خدا به شما داده، شما هم صدقه خدا را قبول كنيد و يا اين كه از ابن عباس روايت كرده اند (در همان تفسير) كه مى گويد: بين مكه و مدينه در حالى كه ايمن بوديم... با پيغمبر(صلى الله عليه وآله)نماز را دو ركعتى خوانديم.[1]
امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: شكسته خواندن نماز در سفر واجب است; همان گونه كه تمام خواندن آن در وطن واجب است.[2]
[1]. ر.ك: الميزان، ج5، ص63; تفسير نمونه، ج4، ص94 ـ 96; طبرى، احكام القرآن، ج1ـ2، ص487 و حسينى جرجانى، آيات الاحكام، ج1، ص240 ـ 247.
[2]. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج1، ص434.


چرا نماز مسافر شكسته است و روزه نمى تواند بگيرد؟

علت شكسته خواندن نماز و واجب نبودن روزه در حال مسافرت تصريح آيات قرآن است:
(وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِى الاَْرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلَوةِ...)[1]; و هنگامى كه سفر كنيد، گناهى بر شما نيست كه نماز را كوتاه كنيد.
در ادامه آيه آمده است: اگر از فتنه و خطر كافران بترسيد، ليكن با توجه به روايات، فقها حكم عموم برداشت كرده اند.[2]
كسى كه مسافر است بايد نماز ظهر و عصر و عشا را با هشت شرط شكسته بخواند.[3] پس بر مسافرى كه هشت شرط ذكر شده در توضيح المسائل را داشته باشد واجب است نماز را شكسته بخواند.
و درباره عدم وجوب روزه در سفر، قرآن كريم در سوره بقره آيه 185 مى فرمايد: (وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَر فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّام أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ...); و آن كس كه بيمار يا در سفر است، روزهاى ديگرى را به جاى آن، روزه بگيرد، خداوند را حتى شما را مى خواهد نه زحمت شما را.[4]
امام صادق(عليه السلام) از رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل مى كند: افطار در سفر و نماز شكسته از هداياى الهى است. كسى كه توجه به آن نكند هديه الهى را رد كرده است.
  مرحوم علامه طباطبائى روايتى نقل مى كند كه خلاصه و مضمون آن اين است: حكم شكسته خواندن نماز، تصدق و ارفاقى از سوى خداوند متعال به مسلمانان است و امّا اين كه واجب است نماز به صورت شكسته خوانده شود، براى اين است كه قبول تصدق خداوند منان واجب است.[52] طبق بيان فوق، شايد يكى از فلسفه هاى عدم وجوب روزه در سفر و شكسته بودن نماز همان مسئله تخفيف در تكليف باشد.
[1]. نساء، آيه101.
[2]. براى مطالعه بيشتر ر.ك: تفسير الميزان; مجمع البيان و تفسير نمونه در ذيل آيه.
[3]. توضيح المسائل مراجع، ج1، ص708.
[4]. همان، وسائل الشيعه، ج5، ص540.
[5]. الميزان، ج5، ص68.

 

از روايات «عبد الله بن عباس» و «ابو مسعود انصارى» استفاده مى شود كه حكم وجوب نماز جمعه اندكى قبل از هجرت به مدينه، در مكه بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است، اما آن حضرت نمى توانست در آن زمان اين حكم را اجرا نمايد، علت آن چيست؟

روايتى كه از «ابن عباس» نقل شده، اشاره دارد كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) قبل از مهاجرتشان به مدينه به اقامه نماز جمعه مأمور شدند، ولى چون توانايى اقامه آن را در مكه نداشتند، به يكى از اصحاب خود در مدينه (مَصعب بن عمير) نوشتند كه نماز جمعه را در آن جا به جاى آورد. علت آن نيز روشن است: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به سبب شرايط سختى كه از طرف كفار به ايشان تحميل مى شد، نمى توانستند مردم را براى نماز سياسى عبادى جمعه حاضر نمايند، لذا دستور فرمودند در مدينه اقامه شود; البته بايد توجه كرد كه سوره جمعه بعد از هجرت و در مدينه نازل شده است. اولين نماز جمعه اى كه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) تشكيل دادند هنگامى بود كه به مدينه هجرت كردند.[1]
[1]. همان، ج24، ص130; جلال الدين سيوطى; الدر المنثور فى التفسير بالمأثور، ج8، ص150.


اهميت نماز جمعه را از ديدگاه قرآن، بيان كنيد.

با نگاهى به شأن نزول و كلمات به كار رفته در آيات 9ـ11 سوره جمعه، اهميت نماز جمعه از ديدگاه قرآن معلوم مى شود; چند نكته از اين آيات استفاده مى شود:
    1. نماز جمعه از جمله نهادهايى است كه به صراحت از آن در قرآن نام برده شده است;
    2. در اين آيات دستور داده شده كه هنگام نماز جمعه هر گونه كسب و كار و برنامه مزاحم را ترك گوييد;
    3. از شأن نزول آيات استفاده مى شود، اگر در سالى كه مردم گرفتار كمبود مواد غذايى هستند كاروانى بيايد و نيازهاى آنان را با خود داشته باشد به سراغ آن نروند و برنامه نماز جمعه را ادامه دهند، تا چه رسد به مواقعى كه مردم زندگى عادى خود را مى گذرانند.[1]
در روايات متعددى به اهميت نماز جمعه اشاره شده است.[2]
[1]. ترجمه الميزان، ج19، ص551 و تفسير نمونه، ج24، ص127 ـ 133.
[2]. در اين زمينه ر.ك: حر عاملى، وسائل الشيعه، ج5، باب وجوب نماز جمعه.


آيا در قرآن به نمازجمعه سفارش شده است؟

در آيه 9 سوره جمعه به اين عمل عبادى ـ سياسى اشاره شده است. نماز جمعه قبل از هر چيز عبادت بزرگ دست جمعى است و اثر عمومى عبادت را كه تلطيف روح، شستن دل از آلودگى هاى گناه و زدودن زنگار گناه از قلب است، در بر دارد. به خصوص اين كه دو خطبه دارد كه دربردارنده انواع مواعظ و اندرزها و امر به تقوى و پرهيزگارى است و از نظر اجتماعى و سياسى، يك كنگره عظيم هفتگى است كه مى تواند منشأ بركات زير شود.
الف) آگاهى بخشيدن به مردم در زمينه معارف اسلامى و رويدادهاى سياسى و اجتماعى;
ب) ايجاد همبستگى و انسجام هر چه بيشتر در ميان صفوف مسلمانان;
ج) تجديد روح دينى و نشاط معنوى براى توده مردم مسلمان;
د) جلب همكارى براى حل مشكلات عمومى;
به همين دليل هميشه دشمنان اسلام، از نماز جمعه داراى تمام شرايط بيم داشته اند.[1]
[1]. همان، تفسير نمونه، ج24، ص133.


كدام آيه درباره نماز جماعت آمده كه انسان مى تواند در نماز صبح و عشا و مغرب، حمد و سوره را آهسته خوانده و در نماز ظهر و عصر، به جاى حمد و سوره ذكر تسبيح خدا را بگويد؟

قرآن، رساله احكام نيست، بسيارى از موضوعات را به صورت كلى بيان مى كند و به جزئيات آن نمى پردازد و شرح و توضيح آن را بر عهده پيامبر(صلى الله عليه وآله) و معصومين(عليهم السلام) قرار داده و وظيفه ما را اطاعت از آن بزرگواران مى داند: (وَ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون)[1]; ...و ما اين ذكر ]=قرآن [را بر تو نازل كرديم، تا آن چه به سوى مردم نازل شده است، براى آنها روشن سازى; شايد انديشه كنند. و: (يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الاَْمْرِ مِنكُم ...)[2]; اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولواالأمر ]= اوصياى پيامبر [را... .
اين سؤال نيز از نمونه مواردى است كه قرآن به صورت جزئى به آن نپرداخته و توضيح دقيق آن را مراجع معظّم (مجتهدان)، با مراجعه به روايات معصومين(عليهم السلام) دريافت نموده، به ما عرضه مى دارند، تا به آنها عمل نماييم. روايات اين موضوع در كتاب وسائل الشيعه آمده است.[3]
[1]. نحل، آيه44.
[2]. نساء، آيه59.
[3]. ر.ك:  حر عاملى، وسائل الشيعه، ج5، ص421 ـ 425.


با توجه به قرآن، ثواب نماز جماعت چه مقدار است؟

در قرآن كريم، آياتى هست كه مفسران به نماز جماعت تفسير كرده اند; مانند آيه (وَ أَقِيمُوا الصَّلَوةَ وَ ءَاتُوا الزَّكَوةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّ كِعِينَ)[1]; و نماز را به پاى داريد و زكات را بدهيد و با ركوع كنندگان ركوع كنيد ]و نماز را با جماعت بگذاريد.[  و نيز آيه مربوط به نماز جمعه كه مى فرمايد: (يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا نُودِىَ لِلصَّلَوةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ ذَ لِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ)[517]; اى كسانى كه ايمان آورده ايد! چون براى نماز جمعه ندا در داده شود، به سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد، اگر بدانيد اين براى شما بهتر است.
    با توجه به اين نكته، كه نماز جمعه از نمازهاى واجبى است كه يكى از شرايط صحت آن، به جماعت خواندن است اهميت نماز جماعت روشن تر مى گردد.
    ثواب نماز جماعت در روايات بيان شده است: اگر يك نفر به امام جماعت اقتدا كند، هر ركعت از نماز آنان، ثواب صد و پنجاه نماز دارد و اگر دو نفر اقتدا كنند هر ركعتى ثواب ششصد نماز دارد و هر چه بيشتر شوند، ثواب نمازشان بيشتر مى شود تا به ده نفر برسند وقتى عدّه آنان از ده نفر گذشت، اگر تمام آسمان ها كاغذ و درياها مركب و درخت ها قلم و جن و انس و فرشتگان نويسنده شوند، نمى توانند ثواب يك ركعت را بنويسند.[2]
[1]. بقره، آيه43.
[2]. جمعه، آيه9.
[3]. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج85، ص14; توضيح المسائل مراجع، ج1، ص795، مسئله 1399.

 

روش بيدار شدن براى «نماز شب» و گريه كردن در آن، چيست؟

براى بيدارى از خواب، در هر وقتى كه انسان بخواهد بيدار شود (چه براى نماز شب و چه غير آن)، از امام صادق(عليه السلام) چنين نقل شده است: (ما من عبد يقرء آخر«الكهف» اِلاّ يتيقظ فى الساعة التى يريد); هيچ بنده اى نيست كه آخرين آيه سوره كهف را قرائت كند، مگر اين كه در همان وقتى كه مى خواهد بيدار شود.[1]
امّا براى گريه كردن در نماز شب، هرچند روايت خاصى در اين زمينه يافت نشده، ولى طبق حديثى، پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله)بعد از نزول آيات 190ـ195 سوره آل عمران و در شب هايى كه براى نماز شب بر مى خاستند، اين آيات را تلاوت كرده و گريه مى كردند و از طرفى امامان(عليهم السلام) به خواندن اين آيات هنگام بيدار شدن براى نماز شب، سفارش فرموده اند.[2]
[1]. همان، ج3، ص316، مطبعة الحكمة.
[2]. همان، تفسير نمونه، ج3، ص213.


نام سوره يا آيه اى كه باعث شود، نيروى خواندن نماز و نماز شب به وجود آيد، چيست؟

نويسنده كتاب مفاتيح الحاجات از كتاب خواص السور نقل كرده كه اگر كسى در نماز بى رغبت باشد، اين آيات را بنويسد و با خود نگه دارد، براى او در نماز خواندن ذوق و شوق حاصل مى شود:  (و مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ * مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْق وَ مَآ أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ * إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِين)[1]. سوره مؤمنون را نيز اگر هفت بار بخواند، در نماز خواندن رغبت مى يابد.
هم چنين نقل شده كه مداومت بر آيات 190 ـ 194 سوره آل عمران: (إنَّ فى خلق السّموت... لا تخلف الميعاد)[2]فوايدى دارد كه از جمله آنها، شب خيز شدن است.
    در پايان يادآورى مى شودكه قرآن كتاب هدايت و انسان سازى و نسخه شفابخشى است كه بزرگ ترين مرض يعنى كفر ونفاق را شفا مى بخشد و بايد آن را خواند و به دستورهايش عمل كرد.
[1]. ذاريات، 56ـ58.
[2]. محدث قمى، مفاتيح الجنان، ص 263ـ364.


براى توفيق در شب زنده دارى و خواندن «نماز شب» با رقت قلب، چه كنيم؟

1. آشنايى با فضيلت و ثواب نماز شب، از آيات قرآن و روايات اهل بيت(عليهم السلام) كه اين امر شوق انسان را براى نايل شدن به درجات موعود، زياد مى كند; نظير آيه: (وَ مِنَ الَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا)[1]; و پاسى از شب را ]از خواب برخيز[ و قرآن ]و نماز[ بخوان، اين يك وظيفه اضافى براى توست، اميد است پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد. و امام على(عليه السلام) فرموده اند: اراده و تصميم، بستگى به اندازه انديشه و شناخت انسان دارد.[2]
2. پرهيز از «پرخورى» به خصوص هنگام شب، كه اين امر باعث نوشيدن آب بيشتر و در نتيجه غلبه خواب بر چشم ها مى گردد; اميرالمؤمنين(عليه السلام) مى فرمايند: با وجود سه چيز، آرزومند سه مطلب مباش كه يكى از آنها چنين است: سحر خيزى و شب زنده دارى با وجود پرخورى.
3. «استراحتى كوتاه» در روز كه به آن «خواب قيلوله» مى گويند، كه رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) در اين زمينه مى فرمايند: با خوردن سحرى براى روزه دارى كمك بگيريد و با خواب قيلوله براى شب زنده دارى.[3]
4. «دورى گزيدن از گناه» در طول روز كه مهم ترين امر است; به طورى كه امام على(عليه السلام) به فردى كه شكايت از بيدار نشدن، جهت نماز شب را داشت، فرمودند: (انت رجلٌ قد قيدتك ذنوبك); تو مردى هستى كه گناهانت تو را به بند كشيده است.[4]
5. «خواندن آخرين آيه سوره كهف»، كه امام صادق(عليه السلام) فرموده اند: هيچ بنده اى نيست كه آخرين آيه سوره كهف را قرائت كند، مگر اين كه در همان وقتى كه مى خواهد بيدار مى شود.
6. خواندن دعاهايى كه براى بيدار شدن و اقامه نماز شب وارد شده است.[5]
براى لذت بخش شدن مناجات با خدا و نماز شب نيز امورى را ذكر كرده اند; از جمله اين كه:
    «خوف و خشيت» قلبى از خداوند، كه با كوتاه كردن آرزوهاى دنيوى و تفكر در مراتب هولناك آخرت و دركات جهنّم و تفكر در عظمت و جلال خداوند و كوچكى خود و هم چنين يادآورى گناهان و خطاهاى خود و... حاصل مى شود.[6]
    عامل ديگر «عشق و محبت به خداوند متعال» است; طبق روايتى، خداوند به حضرت موسى(ع) فرمود: اى پسر عمران! دروغ مى گويد كسى كه گمان مى كند مرا دوست دارد، ولى هنگام شب، تا به صبح مى خوابد، آيا دوست، خواستار خلوت كردن با دوست خود نيست؟![7]
    در پايان، خوب است بدانيم، پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) طبق حديثى، بعد از نزول آيات 191 ـ 195 سوره «آل عمران» و در شب هايى كه براى نماز شب بر مى خاستند، اين آيات را تلاوت كرده، گريه مى كردند و از طرفى امامان(عليهم السلام) به خواندن اين آيات هنگام بيدار شدن براى نماز شب، سفارش فرموده اند.[8]
[1]. اسراء، آيه79.
[2]. همان، ميزان الحكمه، ترجمه حميدرضا شيخى، ص3756.
[3]. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج2، ص136، ح1960.
[4]. اصول كافى، ج3، ص450، ح34.
[5]. ر.ك: همان، ج2، ص540، ح18.
[6]. ر.ك: مجلسى، بحارالانوار، ج67، ص310.
[7]. همان، بحارالانوار، ج13، ص329 / ر.ك: فيض كاشانى، محجّة البيضاء، ج2، ص395.
[8]. عبد على عروسى حويزى، تفسير نور الثقلين، ج1، ص502.


آياتى كه در فضيلت نماز شب آمده، بيان فرماييد.

1. توصيه به نماز شب براى رسيدن به مقام محمود (شفاعت): (و مِن الّيل فتهجّد به نافلة لّك عسى أن يبعثك ربّك مقاما مّحمودا)[1]; و پاسى از شب را ]ازخواب برخيزو[ قرآن ]و نماز[ بخوان! اين يك وظيفه اضافى براى توست; اميد است كه پروردگارت تو را به مقامى در خور ستايش برانگيزد!
2. نماز شب همراه با ترس و اميد: (تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربّهم خوفا و طمعا و ممّا رزقنـهم ينفقون)[2]; پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى شود ]و بپا مى خيزند و رو به درگاه خدا مى آورند [و پروردگار خود را با بيم و اميد مى خوانند و از آن چه به آنان روزى داده ايم انفاق مى كنند!
3. تمجيد از كسانى كه سحرگاهان از درگاه الهى طلب آمرزش و مغفرت مى كنند: (كانو قليلا مِّن الّيل ما يهجعون * و بالأسحارهم يستغفرون)[3]; آنها كمى از شب را مى خوابيدند و در سحرگاهان استغفار مى كردند.
4. ياد نيكو از كسانى كه در طول شب در سجده و قيامند: (أمّن هو قـنت ءانآء الّيل ساجدا و قآئما يحذر الأخرة و يرجوا رحمة ربّه قل هل يستوى الّذين يعلمون و الّذين لايعلمون إنّما يتذكّر أولوا الألبـب)[4]; ]آيا چنين كسى با ارزش است [يا كسى كه در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قيام، از عذاب آخرت مى ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟! بگو:«آيا كسانى كه مى دانند با كسانى كه  نمى دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكر مى شوند.
5. نماز شب، نشان اخلاص و ادّعاى راستى در ايمان است. (إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وطـاً و أقوم قيلا)[5].
6. دعوت پيامبر(صلى الله عليه وآله) به نماز شب: (يـأيّها المزّمّل * قم الّيل إلاّ قليلا * نّصفه أو انقص منه قليلا * أوزد عليه و رتّل القرءان ترتيلا)[6]; اى جامه به خود پيچيده! شب را جز كمى، بپاخيز! نيمى از شب را، يا كمى از آن كم كن، يا بر نصف آن بيفزا و قرآن را با دقت و تأمل بخوان.
7. توصيه به ذكر نام خدا و نماز شب: (و مِن الّيل فاسجد له و سبّحه ليلا طويلا);[7] و در شبانگاه براى او سجده كن و مقدارى طولانى از شب، او را تسبيح گوى!
8. ياد نيكو از كسانى كه نماز شب به پا مى دارند و به ياد خداوند هستند، حتى از اهل كتاب: (من أهل الكتـب أمّة قآئمة يتلون ءايـت اللّه ءانآ الّيل و هم يسجدون)[8]; آنها همه يكسان نيستند; از اهل كتاب، جمعيتى هستند كه ]به حق و ايمان[ قيام مى كنند و پيوسته در اوقات شب، آيات خدا را مى خوانند، در حالى كه سجده مى نمايند.
بعد از ذكر آيات قرآن درباره نماز شب، شايسته است محتواى برخى از احاديث را در فضيلت نماز شب نيز بيان كنيم. در روايات آمده است كه: نماز شب شرف مؤمن است، باعث صحت بدن و كفاره گناهان و برطرف كننده وحشت قبر مى باشد، روى را سفيد و بوى را پاكيزه و روزى را جلب مى نمايد و... .[9]
[1]. اسراء، آيه79.
[2]. سجده، آيه16.
[3]. ذاريات، آيه17ـ18.
[4]. زمر، آيه9.
[5]. مزمل، آيه6.
[6]. همان، آيه1ـ4.
[7]. انسان، آيه26.
[8]. آل عمران، آيه113.
[9]. ر.ك: شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ج5، ص159.


با توجه به آيه شريفه 55 و 205 سوره اعراف آيا جمعى خواندن دعاها با آيه هاى ياد شده منافات ندارد؟

الف) اين كه در آيه فوق فرموده كه خدا را به طور «خفيه» و در پنهانى بخوانيد، براى اين است كه از «ريا» دورتر و به اخلاص نزديك تر و توأم با تمركز فكر و حضور قلب باشد.
ممكن است منظور از «تضرع»، دعاى آشكار و منظور از «خفيه»، دعاى پنهانى باشد; پس مى توان نتيجه گرفت كه هر مقامى اقتضايى دارد: گاهى بايد آشكارا و گاهى پنهانى دعا كرد. اتفاقاً گاهى براى ترويج دين و تبليغ آن، لازم است دعا به صورت آشكارا و گروهى خوانده شود. هيچ منافاتى ندارد كه با رعايت حضور قلب و اخلاص، دعا را به صورت جمعى و آشكارا بخوانيم. معيار در خواندن «دعا» آن است كه به هنگام تضرع و زارى در پيشگاه خداوند، صدا آن قدر بلند نشود كه منافى با ادب عبوديت باشد.[1]
    ب) هرگز جمع يا مفرد آمدن لفظ، دليل بر لزوم جمعى انجام دادن عمل و يا عكس آن نيست; چنان كه در «سوره حمد»، الفاظش به صورت جمع آورده شده، ولى مى توان آن را فرادا خواند، ولى در روايات توصيه شده است كه دعا، حتى المقدور به صورت گروهى خوانده شود. هر چند در اسلام خواندن دعا به صورت جمعى سفارش شده، ولى گاهى آثارى در دعاى فردى است كه در گروهى نيست و همين طور عكس آن.[2]
[1]. ر.ك: علامه طباطبائى، الميزان، ج8، ص159.
[2]. ميزان الحكمة، ج3، باب اجتماع فى الدّعاء، ح2 ـ 5651 و براى آگاهى بيشتر ر.ك: تفسير نمونه، ج6، ص209.

 

 

  • آرشیو ماهانه Monthly Archive

  • بخش هاي وبلاگ Sections Weblog

  • لیست کاربران Users List

  • پیوندها Links

  • پیوندهای روزانه Link Dump

  • اعضای آنلاین Online Users